تبليغاتX
ماهنامه سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ورزشی

سومین شماره ماهنامه بام سبز منتشر شد .

در این شماره می خوانید :

بیمار یا مجرم ، مسئله این است انوشیروان مباشرامینی

از شهروندی تا شهرنشینی پیمان عیسی زاده

پگاه قهرمان دلها ساسان ورتوان

دستگاه قضایی و اطاله دادرسی در دادگاه ها - علیرضا فتحی

میراث معنوی رازی نهفته در گردشگری گیلان رضا علیزاده

گیلکی بخونیم ، گیلکی بنویسیم فریدون نورمحمدی

نرگس های به گل نشسته دل آیینه گفت و گوی میراحمد میراحسان با م . موید

جایگاه تئاتر شهرستانها در توسعه تئاتر کشور ید ا... آقا عباسی

آشنایی با مفاخر گیلان زمین: نادر جهانگیری نیما فرید مجتهدی

عاشورپور و فولکلور امین حسن پور

و با آثاری از :

فرزین فخر یاسری ، عباس وثوقی لاهیجی ، ناتاشا محرم زاده ، س - سیامک ، مسعود نوروزی ، حسین خدیر ، وحید قربانعلی زاده ، فاطمه تقی دوست ، عباس گلستانی ، بهمن مشفقی ، علی صبوری ، مسعود رضایی خلیق ، مجتبا پورمحسن ، علی محمد مسیحا ، مهرگان علیدوست ، زنده یاد پایا فرهنگ فر و ...

پرونده ماه : اعتیاد بلای خانمانسوز

با آثاری از علی کریمی پاشاکی ، رضا امیدی ، مریم منتصری و ...

!! نوشته شده توسط | | چهارشنبه نهم مرداد 1387 •

بیمار یا مجرم ، مسئله این است

انوشیروان مباشرامینی

بدون ترديد يكي از غم انگيزترين تراژدي‌ها كه با ابعاد گسترده زيستي ، رواني، اجتماعي، اقتصادي و جهان معاصر را تحت تاثير قرارداده است، پديده‌ي اعتياد و مصرف مواد مخدر است. گرايش به مصرف اين مواد و استمرار آن در دو سطح خرد و كلان آسيب‌هاي جبران ناپذيري را بر پيكر اجتماع انساني وارد ساخته و مي‌سازد. مصرف اين مواد علاوه بر بروز بحران شخصيت و خانواده، جايگاه و اقتدار شخصيتي افراد مصرف كننده را زير سؤال برده و آنها را از نظر معيشتي و اقتصادي آسيب‌پذير مي‌نمايد و در سطح كلان، اقتصاد جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. افزايش آسيب هاي مختلف اجتماعي، طلاق، كودكان خياباني و... پديده هايي هستند كه موادمخدر هر روز بيشتر و بيشتر به جامعه ما تحميل مي كند؛ ولي ما در قبال اينهمه، چه مي كنيم؟


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | | چهارشنبه نهم مرداد 1387 •

از شهرنشینی تا شهروندی

پیمان عیسی­زاده

 

هر شهرنشینی آیا شهروند است؟

به همان نسبت که روندِ نوسازی در شهرهای ایران، در دورانِ جدید، متأثر از آمریتِ رضاخانی بود، پدیدة شهرنشینی نیز از عوارض این آمریت بی­بهره نبود. عوارضی که عمدتن با شتاب­زده­گی و نادیده­انگاشتن زمان، سطحی­نگری و هدمِ ارزشِ مکانی، گسترش و رشدِ بی­منطق فضای شهری، توزیع نامناسب جمعیتِ ساکن و مهاجر و پدیدآییِ حاشیه­نشینی و رویهم­رفته بی­توجهیِ مطلق به منزلتِ انسانیِ شهروندان توأم بود. معضلات یادشده ویژة توسعة دستوری­ست؛ اگر بپذیریم انسان براساس خوی آزادی­خواهیِ خود همواره در صددِ واکنش در برابر هر امرِ دستوری­ست. حال این­که قوانین نانوشته­ای که شهرهای قدیم ایران بنا به ذاتِ نجیب، خویشتن­دار و فروتنِ خود به آن متکی بود، در مقایسه با آن­چه بعدها قانون بلدیه، آمریت رضاخانی و امروزه نیز قانون شهرداری­ها عرضه کرد، کاراییِ بیش­تری در حذفِ فاصلة معنایی «شهرنشین» تا «شهروند» داشت.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | | چهارشنبه نهم مرداد 1387 •

ميراث معنوي رازي نهفته در گردشگري گيلان

رضا علیزاده

گيلان هميشه سبز در تنوع اقليمي و جغرافيايي خود كه تباري از قوميتهاي اصيل ايراني از گيل ، ديلم و تات گرفته تا ترك ، تالش و گالش را در خود جاي داده است، همه ي داشته هاي نهفته در ميراث معنوي را به قدر كفايت در خود داشته و در حفظ و پاسداشت آن هماره و در فراز و فرود تاريخ غني و در عين حال پر تلاطم آن كوشيده است.

گيلان، اين سرزمين هميشه سبز با رودها ، جنگلها، كوههاي ستبر و پررمز و راز و همه ي زيباي هاي سحرانگيزش، هميشه و همه گاه ميل گردشگري را در خود جاي داده است. اعجاز مسحوركننده ي اين سرزمين اگرچه بيشتر از هرچيز وجه طبيعت گردي و دلبستگي به مظاهر طبيعي را در خود جاي داده است، اما آميختگي پيشينه ي تاريخي _ باستاني گستره ي گيلان زمين در تلاقي با فرهنگ غني، سنن، آداب و آيين هاي ريشه دار بي ترديد مي تواند گردشگري را در اين استان عمق بخشيده و بر تكثر و تنوع آن بيفزايد.

با اين توضيح جشنواره ها سنتي و آيين هاي محلي _ بومي كه يكي از عناصر ميراث معنوي محسوب مي شوند، همواره در گيلان از اهميت خاصي برخودار بوده و در موقعيت هاي زماني و مكاني، همواره به كمك گردشگري آمده و جايگاه ويژه ي به خود اختصاص داده اند.

ترديدي وجود ندارد بيشتر آداب، رسوم و سنني كه از دل اين سرزمين رويايي برمي خيزد ريشه هاي عميقي درشيوه هاي زندگي، فعاليت هاي روزمره و مناسبات اجتماعي در يك جامعه محلي دارد. چه بسي بتوان در برخي از انواع مراسمي كه در گيلان برگزار مي شود نوعي ارتباط معنادار و به تعبيري ديگر تعلق خاطر عميق ميان انسان و طبيعت را نيز جستجو كرد.

رمز و راز اين روابط پيچيده زماني چرخه ي جهت دار و در هم آميخته را به بار معنا مي نشاند كه انسان خود را وامدار طبيعت ديده و به تحسين و تمجيد او مي نشيند و چنين است كه آيين هاي شكرگزاري و سپاس با غلظت و بار معنايي و معنوي به انحاء مختلف در تقويم زماني گيلان زمين نقش مي بندد و همه سال در زمان مقرر ميراث داران اين سنن ديرپا، نسل آينده را به اهميت و در عين حال بقاء و استمرار همه ي اين داشته ها متوجه مي سازند.

اما از منظر گردشگري آيين ها و جشنوارهاي محلي جلوه و ارزش هاي ديگري نيز به خود مي گيرند، باتوضيح اينكه درميل و نياز متنوع گردشگران نوعي كشش و پي جويي اصالت هاي ريشه دار در سرزمين هاي دور دست، همه گاه وجود داشته و برهمين اساس گاه برخي گردشگران با به جان خريدن برخي مصائب و مشكلات پيش رو، وارد مناطق بومي و محلي شده تا از نزديك شاهد رويدادهاي سنتي و آيين هاي منحصر به فرد و خاص منطقه شوند.

آنچه اين تجربه و شيوه از گردشگري در اقصي نقاط جهان به ما نشان مي دهد، نوعاً ورود به مناطق روستايي و خارج از محيط شهري بوده چنانكه بيش از همه اين حضور چند روزه، آنان را ترغيب به اسكان و اقامت در مساكن روستايي، استفاده از انواع خوراكي ها ، غذاها و نوشيدني هاي محلي و نيز قرار گرفتن به صورت كامل در فضاي ذهني يك زندگي روستايي با لمس همه ي واقعيت هاي موجود آن مي كند. عجين شدن اين حس و ميل با آنچه در روحيات و افكار بي پيرايه و بي آلايش دروني انسان روستايي مي گذرد، گذران اوقات در جوامع روستايي را جذاب تر و پايدار تر نگه مي دارد.

اين بخش از گردشگري زماني جذابيت دوچندان مي گيرد كه برخي سنن و آيين هاي محلي نيز به نمايش درآمده و گردشگران به درك فرصت هايي كه از بازآرايي همه ي زيبايي هاي نهفته در مناسبات اجتماعي روستايي خلق مي شود، در تقويم زماني گردشگران همه گاه پيش بيني شده و در زمان مقرر به موقعيت مورد نظر خود را رسانند.

گيلان هميشه سبز در تنوع اقليمي و جغرافيايي خود كه تباري از قوميتهاي اصيل ايراني از  گيل ، ديلم و تات گرفته تا ترك ، تالش و گالش را در خود جاي داده است، همه ي داشته هاي نهفته در ميراث معنوي را به قدر كفايت در خود داشته و در حفظ و پاسداشت آن هماره و در فراز و فرود تاريخ غني و در عين حال پر تلاطم آن كوشيده است.

اما همه ي آنچه گذشت و آنچه رسيده است، به آينده كفايت نمي كند؛ پيچيدگي هاي كلاف زندگي آميخته به فن آوري هاي نوين امروزي و دلمشغولي هاي نسل امروز، قدري بار نگراني را در نگاه پاسداران و وارثان اصيل ارزش ها و اصالت ها با گذشت زمان مي افزايد. اين دلواپسي زماني نمايشي تلخ به خود مي گيرد كه پاي نهيد در "موزه ميراث روستايي گيلان" و راه باريك هاي منتهي شده به خانه ها و كلبه هاي روستايي را طي كرده و در اين گذر، حسرت و آه را در چشم نسل گذشته به نظاره نشينيد.

به تجديد نشستن همه ي خاطرات گذشته و آنچه در ذهن اين نسل به يادگار نشسته، بي ترديد شنيدني و دلنشين است؛ از شب هاي كشتي گيله مردي گرفته تا لودگي هاي به دلهره نشسته شيطانك در پاي چوب بست پهلوان لافند بازي ، از علم بندي ها و علم واچيني هاي گرفته تا جشن عروس گولي ، جشن خرمن ، جشن انار همه و همه "روزگار  سپري شده ي مردم سالخورده"(1) اين سرزمين است كه هراز گاه به ياد مي آيد و به حسرت مي گذرد.

با بهره مندي به آنچه تا كنون در اين مجال كوتاه گفته آمد و پيشينه ي ارزشمندي كه در زمينه ي آيين هاي محلي و سنتي گيلان به ذهن متبادر است و با توجه به توانمندي گردشگري اين سرزمين زرخيز، مي بايست آنگونه در نظام برنامه ريزي گردشگري تلاش نمود با فرصت سازي و بهره مندي از تجربيات جهاني در تحريك گردشگران براي حضور در انواع مراسم آييني و بومي، ضمن اينكه اين گونه مراسم را به يك قابليت بالقوه براي گردشگري براي استان تبديل كرد، بر حفظ، تقويت و احياء مجدد آنان نيزكوشيد.

 

 

1. « روزگار سپري شده مردم سالخورده » عنوان كتابي است از محمود دولت آبادي

 

!! نوشته شده توسط | | چهارشنبه نهم مرداد 1387 •

RSS