تبليغاتX
ماهنامه سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ورزشی

سرمقاله ...

مشق امشب؛ بابا نان ندارد

انوشیروان مباشرامینی

معیشت و به تبع آن اقتصاد مهمترین مقوله ای است که تمامی افراد یک جامعه را درگیر خود می کند و فرد فرد افراد یک جامعه فارغ از هرگونه بحث سیاسی ، فکری ، قومیتی و ... با به خطر افتادن وضعیت معیشتی و اقتصادی خود دچار نگرانی می شوند و این نگرانی آنگاه بسیار پر اهمیت می شود که درآمد مردم جوابگوی هزینه های روزمره شان نباشد.

طی سالهای گذشته و با مطالعه ای اجمالی به راحتی می توان دریافت که معیشت و تهیه مایحتاج عمومی در حد گذران زندگی به اصلی ترین دغدغه مردم تبدیل شده و اکثریت جامعه خسته از سیاست ، فرهنگ و حتی مشارکت در اموری که حضور و وجود افراد یک مجموعه را برای تکامل و بهتر شدن وضعیت موجود می طلبد تنها و تنها به فکر تامین حداقل ها برای خود و افراد تحت تکفلشان هستند و هدف اکثریت جامعه تنها به رتق و فتق امور اقتصادی و معیشتی شان خلاصه می شود و جالب تر اینکه طی این مدت هرچه که بیشتر تلاش می کنند کمتر به نتیجه مطلوب دست می یابند ...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | | شنبه سیزدهم مهر 1387 •

دوزخ لاهیجان

دوزخِ لاهیجان

آبی در آتشی یا صحرایی در گلستانی

پیمان عیسی­زاده

مستبدان عصر جدید در برابر دموکراسی سر خم می کنند و در برابر سرمایه داری زانو می زنند. فوکویاما

(بازهم با شتاب می­نویسم:) خبرگزاریِ آسوشیتدپرس در پانزدهم آگوست خبر عجیبی مخابره کرد؛ در گورستانِ باستانی تازه کشف شده در گوبرو (یعنی «بیابانی درون یک بیابان»)ی نیجر در مرکز آفریقا، بقایای پنج هزارسالة اسکلت زنی که دو کودک خود را در آغوش گرفته است به دست آمد. مسالة اصلی این است که «گرده­های بازمانده نشان می­دهند که این زن و دو کودک روی بستری از گُل آرمیده­اند»؛ یعنی جایی که امروز خشک­ترین بیابان جهان شناخته می­شود آن روزها منطقه­ای سرسبز بوده است. (نقل از شماره 63 شهروند امروز) در فراگشتیِ ملی اما، با این­که چشم­انداز بی­بازگشتی از طبیعت و روشنای گذرایی از تاریخ فراروی ما شهروندان لاهیجی­ست، به قهقرا می­رویم؛ تراژدیِ گم­شدن در این­چشم­انداز بی­بازگشت و روشنایِ مفاهیم هم به نظرم، بیش­تر ویژة ساختار توتالیتر و بستة جامعة ماست. ما همه از کارگزاران رسمیِ حکومت تا یکایک شهروندانِ مستقل، در دایرة کوچکی از آرزوهای حقیر و خواست­های پلید سرگردانیم و در این سرگردانی به هم می­خندیم. جمعی آن سو، بری از ابتدایی­ترین ویژگی­های کارگزاری و جمعی این­سو، ناآشنا با بدیهی­ترین حقوق یا تکالیف شهروندی. و در این­ میان شهری­ست که هر روز بیش­تر به دوزخ می­ماند: آبی در آتشی یا صحرایی در گلستانی.

آیا جهان دست­اندرکار واروسازی­های خویش است و ما همه به مثابة چرخ­های گردانندة یک دستگاه کَر و کور و پُرنخوت، بازیگر یک بازیِ هیچ اندر پی هیچ­ایم؟  

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | | شنبه سیزدهم مهر 1387 •

جايگاه نقد در رسانه هاي گيلان

روزنامه نگاری؛ از تالیف تا کار مقلدانه یا کاسبکارانه

جايگاه نقد در رسانه هاي گيلان

علي كريمي پاشاكي

نقد يكي از شاخص هاي كار رسانه اي و مطبوعاتي است. وجود فضاي نقد و نقادي در هر اقليم و جغرافيايي قطعاً باعث رشد و پويايي آن اقليم و جغرافيا خواهد شد و فقدان آن نيز مانع توسعه و رشد در بخش هاي مختلف است. صد البته فضاي نقد بايد همه جانبه ، واقعي و جوهره و ذات و داراي مؤلفه ي صعود از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب باشد. در چنين نقد و نقادي ، تنگ نظري ها و  كوته نگري ها و جناح پردازي ها، جايگاهي ندارد، بلكه در نقدي كه قصد دارد رو به رشد و تكامل باشد و وضعيت مطلوب را براي جامعه اي به ارمغان بياورد، نگاه قانوني ، اخلاقي با گرايش معطوف به منافع شرايط عمومي جامع و شهروندان حاكم خواهد بود.

حال با اين پيشواز ، چرا نقد به شكل واقعي در گيلان جاري و ساري نيست؟

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط | | شنبه سیزدهم مهر 1387 •

RSS