ميراث معنوي رازي نهفته در گردشگري گيلان
رضا علیزاده
گيلان هميشه سبز در تنوع اقليمي و جغرافيايي خود كه تباري از قوميتهاي اصيل ايراني از گيل ، ديلم و تات گرفته تا ترك ، تالش و گالش را در خود جاي داده است، همه ي داشته هاي نهفته در ميراث معنوي را به قدر كفايت در خود داشته و در حفظ و پاسداشت آن هماره و در فراز و فرود تاريخ غني و در عين حال پر تلاطم آن كوشيده است.
گيلان، اين سرزمين هميشه سبز با رودها ، جنگلها، كوههاي ستبر و پررمز و راز و همه ي زيباي هاي سحرانگيزش، هميشه و همه گاه ميل گردشگري را در خود جاي داده است. اعجاز مسحوركننده ي اين سرزمين اگرچه بيشتر از هرچيز وجه طبيعت گردي و دلبستگي به مظاهر طبيعي را در خود جاي داده است، اما آميختگي پيشينه ي تاريخي _ باستاني گستره ي گيلان زمين در تلاقي با فرهنگ غني، سنن، آداب و آيين هاي ريشه دار بي ترديد مي تواند گردشگري را در اين استان عمق بخشيده و بر تكثر و تنوع آن بيفزايد.
با اين توضيح جشنواره ها سنتي و آيين هاي محلي _ بومي كه يكي از عناصر ميراث معنوي محسوب مي شوند، همواره در گيلان از اهميت خاصي برخودار بوده و در موقعيت هاي زماني و مكاني، همواره به كمك گردشگري آمده و جايگاه ويژه ي به خود اختصاص داده اند.
ترديدي وجود ندارد بيشتر آداب، رسوم و سنني كه از دل اين سرزمين رويايي برمي خيزد ريشه هاي عميقي درشيوه هاي زندگي، فعاليت هاي روزمره و مناسبات اجتماعي در يك جامعه محلي دارد. چه بسي بتوان در برخي از انواع مراسمي كه در گيلان برگزار مي شود نوعي ارتباط معنادار و به تعبيري ديگر تعلق خاطر عميق ميان انسان و طبيعت را نيز جستجو كرد.
رمز و راز اين روابط پيچيده زماني چرخه ي جهت دار و در هم آميخته را به بار معنا مي نشاند كه انسان خود را وامدار طبيعت ديده و به تحسين و تمجيد او مي نشيند و چنين است كه آيين هاي شكرگزاري و سپاس با غلظت و بار معنايي و معنوي به انحاء مختلف در تقويم زماني گيلان زمين نقش مي بندد و همه سال در زمان مقرر ميراث داران اين سنن ديرپا، نسل آينده را به اهميت و در عين حال بقاء و استمرار همه ي اين داشته ها متوجه مي سازند.
اما از منظر گردشگري آيين ها و جشنوارهاي محلي جلوه و ارزش هاي ديگري نيز به خود مي گيرند، باتوضيح اينكه درميل و نياز متنوع گردشگران نوعي كشش و پي جويي اصالت هاي ريشه دار در سرزمين هاي دور دست، همه گاه وجود داشته و برهمين اساس گاه برخي گردشگران با به جان خريدن برخي مصائب و مشكلات پيش رو، وارد مناطق بومي و محلي شده تا از نزديك شاهد رويدادهاي سنتي و آيين هاي منحصر به فرد و خاص منطقه شوند.
آنچه اين تجربه و شيوه از گردشگري در اقصي نقاط جهان به ما نشان مي دهد، نوعاً ورود به مناطق روستايي و خارج از محيط شهري بوده چنانكه بيش از همه اين حضور چند روزه، آنان را ترغيب به اسكان و اقامت در مساكن روستايي، استفاده از انواع خوراكي ها ، غذاها و نوشيدني هاي محلي و نيز قرار گرفتن به صورت كامل در فضاي ذهني يك زندگي روستايي با لمس همه ي واقعيت هاي موجود آن مي كند. عجين شدن اين حس و ميل با آنچه در روحيات و افكار بي پيرايه و بي آلايش دروني انسان روستايي مي گذرد، گذران اوقات در جوامع روستايي را جذاب تر و پايدار تر نگه مي دارد.
اين بخش از گردشگري زماني جذابيت دوچندان مي گيرد كه برخي سنن و آيين هاي محلي نيز به نمايش درآمده و گردشگران به درك فرصت هايي كه از بازآرايي همه ي زيبايي هاي نهفته در مناسبات اجتماعي روستايي خلق مي شود، در تقويم زماني گردشگران همه گاه پيش بيني شده و در زمان مقرر به موقعيت مورد نظر خود را رسانند.
گيلان هميشه سبز در تنوع اقليمي و جغرافيايي خود كه تباري از قوميتهاي اصيل ايراني از گيل ، ديلم و تات گرفته تا ترك ، تالش و گالش را در خود جاي داده است، همه ي داشته هاي نهفته در ميراث معنوي را به قدر كفايت در خود داشته و در حفظ و پاسداشت آن هماره و در فراز و فرود تاريخ غني و در عين حال پر تلاطم آن كوشيده است.
اما همه ي آنچه گذشت و آنچه رسيده است، به آينده كفايت نمي كند؛ پيچيدگي هاي كلاف زندگي آميخته به فن آوري هاي نوين امروزي و دلمشغولي هاي نسل امروز، قدري بار نگراني را در نگاه پاسداران و وارثان اصيل ارزش ها و اصالت ها با گذشت زمان مي افزايد. اين دلواپسي زماني نمايشي تلخ به خود مي گيرد كه پاي نهيد در "موزه ميراث روستايي گيلان" و راه باريك هاي منتهي شده به خانه ها و كلبه هاي روستايي را طي كرده و در اين گذر، حسرت و آه را در چشم نسل گذشته به نظاره نشينيد.
به تجديد نشستن همه ي خاطرات گذشته و آنچه در ذهن اين نسل به يادگار نشسته، بي ترديد شنيدني و دلنشين است؛ از شب هاي كشتي گيله مردي گرفته تا لودگي هاي به دلهره نشسته شيطانك در پاي چوب بست پهلوان لافند بازي ، از علم بندي ها و علم واچيني هاي گرفته تا جشن عروس گولي ، جشن خرمن ، جشن انار همه و همه "روزگار سپري شده ي مردم سالخورده"(1) اين سرزمين است كه هراز گاه به ياد مي آيد و به حسرت مي گذرد.
با بهره مندي به آنچه تا كنون در اين مجال كوتاه گفته آمد و پيشينه ي ارزشمندي كه در زمينه ي آيين هاي محلي و سنتي گيلان به ذهن متبادر است و با توجه به توانمندي گردشگري اين سرزمين زرخيز، مي بايست آنگونه در نظام برنامه ريزي گردشگري تلاش نمود با فرصت سازي و بهره مندي از تجربيات جهاني در تحريك گردشگران براي حضور در انواع مراسم آييني و بومي، ضمن اينكه اين گونه مراسم را به يك قابليت بالقوه براي گردشگري براي استان تبديل كرد، بر حفظ، تقويت و احياء مجدد آنان نيزكوشيد.
1. « روزگار سپري شده مردم سالخورده » عنوان كتابي است از محمود دولت آبادي

