سرمقاله :
بیمار یا مجرم ، مسئله این است
انوشیروان مباشرامینی
بدون ترديد يكي از غم انگيزترين تراژديها كه با ابعاد گسترده زيستي ، رواني، اجتماعي، اقتصادي و… جهان معاصر را تحت تاثير قرارداده است، پديدهي اعتياد و مصرف مواد مخدر است. گرايش به مصرف اين مواد و استمرار آن در دو سطح خرد و كلان آسيبهاي جبران ناپذيري را بر پيكر اجتماع انساني وارد ساخته و ميسازد. مصرف اين مواد علاوه بر بروز بحران شخصيت و خانواده، جايگاه و اقتدار شخصيتي افراد مصرف كننده را زير سؤال برده و آنها را از نظر معيشتي و اقتصادي آسيبپذير مينمايد و در سطح كلان، اقتصاد جامعه را تحت تاثير قرار ميدهد. افزايش آسيب هاي مختلف اجتماعي، طلاق، كودكان خياباني و... پديده هايي هستند كه موادمخدر هر روز بيشتر و بيشتر به جامعه ما تحميل مي كند؛ ولي ما در قبال اينهمه، چه مي كنيم؟
واقعيت اين است كه جامعه ما هنوز در تعريف معتاد- كه چگونگي برخورد با او بايد براين تعريف مبتني شود- دچار مشكل است. هنوز نمي دانيم كه معتاد، بيمار است يا مجرم.
سالهاست كه مسئولان بهزيستي، معتاد را بيمار مي دانند و معتقدند كه بايد اين افراد تحت آموزش صحيح قرار بگيرند و براساس يك برنامه ريزي فرهنگي و اجتماعي از آلودگي نجات يابند. از طرف ديگر نيروي انتظامي و دستگاه قضايي معتاد را مجرم مي نامند. اما نكته قابل تأمل اينجاست كه اين دستگاه ها كه يكي معتاد را بيمار و ديگري مجرم تلقي مي كنند، هيچكدام حاضر به انجام تعهدات خود در اين مورد نيستند.
متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.
اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده ها باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود.
در کشور ما در طول سال ها نگاه مجرمانه به اعتیاد، طی زمان كوتاهی زندان های كشور پر از معتادان یا مجرمان مرتبط با موادمخدر شد. این كار علاوه بر تحمیل هزینه بسیار زیاد نگهداری این افراد در زندان به بودجه كشور و رشد بیماری هایی مثل ایدز و هپاتیت در طولانی مدت هم، سبب غفلت دستگاه پلیس و قضایی ما از جرایم سنگین تری شد كه از سوی مجرمان حرفه ای به عنوان سارق، قاتل و بزهكار سر می زد. به این ترتیب آمار زندانیان موادمخدر در زندان ها، همیشه درصدر قرار دارد و تقریباً از هر چهار نفر زندانی در سطح كشور، جرم یكی از آنها موادمخدر، استعمال یا دست داشتن در خرید و فروش آن است.
بسیاری از مشكلات در ارتباط با اعتیاد به موادمخدر، از نگاه مجرم بودن معتادان ناشی می شود. وقتی معتاد مجرم است بالطبع جریمه و تنبیه او بر درمان و كمك به ترك اعتیادش غلبه می كند. با این وصف ما فقط منتظر می مانیم هر جا كه فرد معتادی دیدیم یا از او فراری و گریزان باشیم یا موجبات فرار و گریز او را از انظار عمومی فراهم كنیم. تا جایی كه پنهان كردن اعتیاد و پناه بردن فرد معتاد به كنجی كه دور از چشم مأموری كه دستور دستگیری او را دارد، سبب می شود راه های جلوگیری از پیشرفت و گسترش اعتیاد در خانواده ها و جامعه محدود شود؛ چرا كه به نسبت همان پنهان كاری فرد معتاد، جامعه هم حالت پذیرندگی و كمك برای درمان معتاد را نخواهد داشت. گروه های غیردولتی مقابله با سوءمصرف موادمخدر مجال فعالیت نمی یابند و مهمتر از همه این كه خود فردمعتاد حتی در صورت تمایل به ترك، كمكی از سوی خانواده و جامعه دریافت نمی كند. چه بسا حتی اگر این كمك ها وجود داشت، تخصصی و مفید به حال او نبود.
باید توجه داشت تا وقتی در جامعه ما اعتیاد جرم و معتاد مجرم است، هم حالت ترس و نگرانی از دستگیری سبب پنهان كاری افراد معتاد می شود و هم ترس و تنفر مردم از آنها موجب طرد و راندنشان از محیط خانواده و جامعه شده و خسارت های جبران ناپذیری از طریق چنین برخوردهایی به سیستم اجتماعی و اقتصادی كشور وارد می شود. اما انگ زدایی از اعتیاد ثمربخش شدن فعالیت ها را هم بیشتر می كند. درواقع شرایط باید به گونه ای تغییر كند كه یك معتاد جرأت كند كه بگوید معتاد است و نیاز به كمك دارد. این موضوعی است كه سازمان جهانی بهداشت هم روی آن تأكید دارد و در تمام برنامه های راهبردی خود به آن اشاره می كند. هدف اولیه نه ترك كامل بلكه مرحله به مرحله است. تبدیل شدن یك معتاد تزریقی به معتاد خوراكی و سپس كاستن ذره ذره از مصرف مواد با حمایت های اجتماعی است كه می تواند برنامه های مقابله با اعتیاد را موفق كند.

