جايگاه نقد در رسانه هاي گيلان
روزنامه نگاری؛ از تالیف تا کار مقلدانه یا کاسبکارانه
جايگاه نقد در رسانه هاي گيلان
علي كريمي پاشاكي
نقد يكي از شاخص هاي كار رسانه اي و مطبوعاتي است. وجود فضاي نقد و نقادي در هر اقليم و جغرافيايي قطعاً باعث رشد و پويايي آن اقليم و جغرافيا خواهد شد و فقدان آن نيز مانع توسعه و رشد در بخش هاي مختلف است. صد البته فضاي نقد بايد همه جانبه ، واقعي و جوهره و ذات و داراي مؤلفه ي صعود از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب باشد. در چنين نقد و نقادي ، تنگ نظري ها و كوته نگري ها و جناح پردازي ها، جايگاهي ندارد، بلكه در نقدي كه قصد دارد رو به رشد و تكامل باشد و وضعيت مطلوب را براي جامعه اي به ارمغان بياورد، نگاه قانوني ، اخلاقي با گرايش معطوف به منافع شرايط عمومي جامع و شهروندان حاكم خواهد بود.
حال با اين پيشواز ، چرا نقد به شكل واقعي در گيلان جاري و ساري نيست؟
در اين ارتباط در بخش نقد دستگاههاي مختلف اجرايي، به نظر مي رسد بعضي از دستگاههاي اجرايي مستقر در گيلان تمايل ندارند خود را در معرض نقد قرار دهند و يا داده ها و اطلاعات عمومي موجود در حوزه ي عملكرد اين دستگاهها ، مورد بررسي و تحليل و نقد قرار گيرد. اين دسته از دستگاههاي اجرايي تمايل دارند كه اطلاعات بسته بندي شده ي آنان توسط روابط عمومي هاي اين دسته از دستگاهها در اختيار جامعه و حتي رسانه ها قرار گيرد و اين مقوله باعث شده كه تا جامعه ي گيلان دچار كم خوني و كمبود اطلاعات همه جانبه در ارتباط با مقوله ي نقد همه جانبه شود.
همچنين بعضي از مديران اجرايي تمايل فراوان دارند كه عملكرد خود را به صورت كليشه اي در اختيار جامعه از طريق رسانه هاي مكتوب ، شنيداري و ديداري قرار دهند و شيوه ي ديگري غير از اين فرم كليشه اي باعث نگراني برخي مديران در ارتباط با حذف موقعيت شان در جايگاه مديريتي مي گردد.
در ارتباط با نقد عملكرد قدرت و كارگزاران و نمايندگان مجلس و ديگران در جامعه، قطعاً نهادها و ارگانهاي مرجعي از قبيل رسانه ها، نهادهاي مدني، احزاب سياسي و سازمانهاي صنغي ، دانشگاهيان مطرح اند. ولي بررسي وضعيت عملكرد برخي دستگاههاي اجرايي ، نشان از فقدان فضاي نقد و نقادي منطقي در جامعه ي گيلان دارد.
براي نمونه، در دانشگاهها هم به علت ساختار ويژه اي كه دارند ، عملاً در شرايط كنوني از جايگاه و اتمسفر نقد كردن فاصله گرفته اند يا در انزوا بسر مي برند و يا در جهاتي فقط در تعامل با قدرت به صورت عادي و غير عمدي هستند و دسته ي ديگري از دانشگاهيان به عنوان يكي از گروههاي مرجع نقد اجتماعي ، سياسي و فرهنگي تقريباً هيچ كاري نمي كنند و كاركردهاي مختلف خود در نقد عملكرد دولت را براي توسعه ي كشور نمي دانند.
در ارتباط با احزاب سياسي ايران نيز در حال حاضر ، كاركرد مشخصي از آنان نمود ندارد. متأسفانه احزاب سياسي در ايران يك روز مانده به انتخابات بوجود مي آيند و دقيقاً بعد از اعلام نتايج انتخابات همه با هم به محاق و كج خلوت مي روند. اين گروه نيز نمي تواند در نقادي و نقد كردن موثر باشند و عملاً بايد نقش احزاب سياسي را در فرآيند نقد به كناري گذاشت .
با اين وجود و با عملكرد دانشگاهيان و احزاب سياسي در بحث نقد ، نمي توان ادعا كرد كه مي شود در چنين فضايي سره از ناسره تشخيص داده شود. در چنين جوي، برخي از مديران دچار خودشيفتگي مي شوند و اين اتمسفر، شرايط فقدان نقد را باز توليد مي كند، فضاي بي نقد ، دگماتيسم را بسط و گسترش مي دهد. قطعاً در چنين فضايي آسيب ها و نقاط ضعف همچنان مغفول ، گمشده و مخفي باقي مي ماند و امكان تبديل ناهنجاري هاي شديد كماكان خودنمايي و خطر آفريني خواهند كرد.
اساساً يكي از دلايل رشد بطئي ، كم و ساده ي گيلان ، فقدان نقد و شرايط توليد فرايند دانايي محوري در قبال مقوله ي نقد و نقادي است. قطعاً اگر از علم نقد كردن و دانايي نقد پذيري در فرآيند زندگي اجتماعي ، سياسي و فرهنگي برخوردار نشويم و نباشيم، في الذاته خود به خود و بتدريج از اهليت دانايي ، هويت و بلند نظري و وسعت نظر و توانايي و نقد خارج مي شويم و در ادامه بعد از مدتي به اين باور و اعتقاد مي رسيم كه هيچ كاره ايم و موجوديت در زندگي اجتماعي و فردي بي تأثير است.
نقش و جايگاه مطبوعات گيلان در فرآيند نقد و كار رسانه اي و اما جايگاه و نقش مطبوعات گيلان نيز در نقد نمايندگان مختلف قدرت فوق العاده كمرنگ و در اغلب موارد خالي از ماهيت و اهليت نقد است رسانه هاي مكتوب و نوشتاري گيلان به علت روزگار سختي كه در بحث معيشت به آن مبتلا هستند در ايفاي نقش خود در مقوله ي نقد و حتي اطلاع رساني كمي و كيفي ، عملاً با شكست مواجه شده اند.
به نظر مي رسد در سالهاي اخير، مطبوعات گيلان از نقد فاصله گرفته اند و كاركردشان در اين رابطه نمود خاصي ندارد. در اين رابطه فاصله ي برخي دولتمردان دولت نهم با مطبوعات در واقع به فاصله اي نامرئي تبديل شده است، چون يك رابطه ي كليشه اي و خارج نقد پذيري ، نقد كردن و صرفاً در چارچوب ارايه ي گزارش هايي عملكرد آن به « ويژه گان» در عرصه ي كار مطبوعاتي و صد البته نه فعاليت مطبوعاتي خلاق و پويا داده مي شوند.
البته در اين رابطه به هيچ عنوان نمي توان از عملكرد دوگانه ي اهالي مطبوعات گيلان در دو فاز روزنامه نگاري مولف و كاسبكاران مشغول در برخي مطبوعات مقلد غافل بود و در كل كاربران صحنه ي مطبوعات گيلان را به اين دسته تقسيم كرد. در طي سالهاي ماضي، متأسفانه جاي پاي كاسبكاران مطبوعاتي در ساختمان استانداري و برخي دستگاههاي اجرايي بيشتر از روزنامه نگاران مؤلف و توليد گر گيلاني مشاهده شده است و به نظر مي رسد آن دسته از مشغولان در صحنه ي مطبوعات گيلان بيشتر به مذاق آن دسته از مديران فوق الذكر سازگارترند. عدم حضور خبرنگاران و روزنامه نگاران در بسياري از جلسات علني فاصله اي بين دولتمردان دولت نهم نسبت به دولت هاي هفتم و هشتم در گيلان بوجود آورده است. چون در دولت هفتم و هشتم حضور خبرنگاران و روزنامه نگاران در جلسات عمومي و علني جدي تر گرفته مي شد كه هم اكنون از آن غفلت شده است.
در حال حاضر نحوه ي رابطه ي برخي از مديران اجرايي با رسانه ها آنقدر ضعيف است كه به هيچ عنوان پل ارتباطي بين دولت و مردم به شكل جدي و ارگانيك برقرار نيست. به نظر مي رسد در اين ارتباط و مباحث يادشده ، مهندس « قهرماني» به عنوان استاندار جديد گيلان كه خود داراي ظرفيت هاي بالايي در بحث فرايند آزاد و قانوني اطلاعات و اطلاع رساني و نقادي است، انتظار مي رود تا فضاي نقد را در گيلان گسترش دهند. چون شخص مهندس « قهرماني» بهتر از ما مي دانند كه مقوله ي رشد و توسعه بر اهليت اعتباري فرهنگ و فرهنگ سازي استوار است و تا زماني جامعه اي بر شالوده ي فكر ، انديشه و فرهنگ پويا استوار نباشد، آن جامعه نمي تواند وارد فاز عملياتي توسعه ي پايدار شود.

