تبليغاتX
ماهنامه سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و ورزشی - سرمقاله ...

سرمقاله ...

مشق امشب؛ بابا نان ندارد

انوشیروان مباشرامینی

معیشت و به تبع آن اقتصاد مهمترین مقوله ای است که تمامی افراد یک جامعه را درگیر خود می کند و فرد فرد افراد یک جامعه فارغ از هرگونه بحث سیاسی ، فکری ، قومیتی و ... با به خطر افتادن وضعیت معیشتی و اقتصادی خود دچار نگرانی می شوند و این نگرانی آنگاه بسیار پر اهمیت می شود که درآمد مردم جوابگوی هزینه های روزمره شان نباشد.

طی سالهای گذشته و با مطالعه ای اجمالی به راحتی می توان دریافت که معیشت و تهیه مایحتاج عمومی در حد گذران زندگی به اصلی ترین دغدغه مردم تبدیل شده و اکثریت جامعه خسته از سیاست ، فرهنگ و حتی مشارکت در اموری که حضور و وجود افراد یک مجموعه را برای تکامل و بهتر شدن وضعیت موجود می طلبد تنها و تنها به فکر تامین حداقل ها برای خود و افراد تحت تکفلشان هستند و هدف اکثریت جامعه تنها به رتق و فتق امور اقتصادی و معیشتی شان خلاصه می شود و جالب تر اینکه طی این مدت هرچه که بیشتر تلاش می کنند کمتر به نتیجه مطلوب دست می یابند ...

اگر جامعه ای درباره معیشت خویش اطمینان و خاطر جمعی نداشته باشد و دغدغه نان و ترس از هیولای فقر و تنگدستی او را همیشه مضطرب و نگران سازد و ذهن او را به خود مشغول گرداند ، قطعا نمی توان انتظار داشت که در چنین جامعه ای عرصه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی به صورت مطلوب رشد نماید ؛ بلکه زمینه و عوامل نا امنی و پریشانی از جهت های مختلف تشدید و تقویت می گردند .

مسئله اقتصاد و معیشت عمومی مردم شاید مهمترین نقش را در شکل گیری یک جامعه ، امنیت ، دوام و ثبات آن ایفا می کند و شرایط اقتصادی یک مجموعه قطعا رابطه ای مستقیم را با حیات مداوم و یا مستعجل آن دارد به طوری که در صورت وجود ثبات اقتصادی در یک جامعه ، پایین بودن نرخ تورم ، بالا بودن شاخصه های اقتصادی و متعادل بودن قیمتهای ارزاق عمومی ، امنیت و ثبات آن جامعه تضمین بوده و نرخ بیکاری ، فقر و به تبع آن فساد ، فحشا ، جرم و ... به میزان بسیار زیادی کاهش می یابد و بالعکس در صورت عدم وجود ثبات اقتصادی ، بالا بودن نرخ تورم و به دنبال آن شیوع فقر، بیکاری و... ، ضمن بروز بیماری های روانی و افسردگی های مزمن ، فساد ، فحشا ، اعتیاد ، سرقت و ... در جامعه افزایش یافته و شاخصه های امنیت به شدت کاهش پیدا می کند که در نهایت یک بحران اجتماعی را درپی خواهد داشت.

وجود فقر و بیکاری سبب می گردد که افراد جامعه با توجه به باورها و زمینه هایی که در آن قرار دارند از طرق مختلف در پی مقابله با این وضع بر آمده و راههای بیرون رفت را تجربه نمایند . جستجوی راههای بیرون رفت از معضل فقر و بیکاری ممکن است که دامنه اجتماعی داشته باشد . از اینجا است که گروههای متعدد اجتماعی و سیاسی شکل گرفته و ادامه این وضعیت می تواند به تنش های اجتماعی بیافزاید . نتیجه آنکه گاهی مسایلی رونما می گردد که از آن به عنوان بحران اجتماعی و سیاسی یاد می شود .

با نگاهی به وضعیت فعلی جامعه مشاهده می کنیم که بخش خصوصی دچار بحران شده و بسیاری از بنگاههای اقتصادی این بخش با خطر ورشکستگی روبرو شده اند و بالتبع آن در همین راستا به جای تولید، اشتغال و به کارگیری قشر بیکار جامعه بسیاری از این موسسات به تعدیل نیرو پرداخته و تعداد جدیدی را به بیکاران جامعه اضافه کرده اند ، در بخش دولتی نیز وضعیت چیزی به همین منوال است و کشور در رکود اقتصادی وحشتناکی به سر می برد ، ذخایر ارزی صندوق ذخیره کشور صرف وارداتی شده است که به جای تعدیل بازار ، نه تنها گرانی را بر آن حاکم کرده اند بلکه باعث توقف تولید داخلی گشته اند، ارزاق عمومی و مایحتاج اصلی مردم به طور سرسام آوری با افزایش قیمت روبرو بوده و جالب اینکه این افزایش قیمت نه تنها به تولید داخلی و تولید کننده داخلی کمک نکرده بلکه آنها را نیز دچار مشکل نموده است ، کشاورز و صنعت گر تولید کننده با بحران متقاضی روبرو است و بازار نیز با بحران عرضه کنندگان دست و پنجه نرم می کند ، در استانی مانند گیلان که مرکز تولید برنج و انواع و اقسام مرکبات و محصولات جالیزی و کشاورزی و... می باشد قیمت همین اقلام در بازار وحشتناک است و البته این موضوع در بخشهای دیگر از جمله صنعت و... نیز صدق می کند ، نرخ بیکاری در گیلان به شدت افزایش یافته و از لحاظ اشتغال و اشتغال زایی با بحران روبرو است و این موارد تنها مختص استان گیلان نیست بلکه تمام کشور با آنها دست به گریبان هستند .

حال با توجه به وضعیتی که جامعه ما اکنون با آن روبرو شده و با توجه به عدم ثبات اقتصادی موجود و ورشکستگی بخش خصوصی ، رکود اقتصادی جاری ، بالا رفتن نرخ بیکاری ، گرانی سرسام آور و بحرانی شدن وضعیت معیشتی اکثریت اقشار جامعه چه انتظاری از بازخورد و نتیجه آن داریم؟ آیا این حق را به جامعه می دهیم که به سمت فساد و تباهی و فحشا رهنمون گردد ؟ آیا به همین دلایل نیست که سن فساد در میان جوانان به شدت پایین آمده است؟ اگر به این جمله اعتقاد داشته باشیم که « فقر ریشه و مادر تمام فسادهاست» . آیا به خاطر همین مسائل نیست که دزدی ، اعتیاد ، نزاع های خیابانی و انواع و اقسام جرائم در جامعه جاری شده است ؟

به راستی آیا مسئولین ما برای یک بار هم که شده به وضعیت اقشار کم درآمد جامعه که اتفاقا اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایران را تشکیل می دهند نگاهی افکنده اند ؟

به راستی در این شرایط چه کسی مسئول این وضعیت می تواند باشد ؟ مردم به چه کسی و مقامی داد خود را برسانند ؟ تقصیر مردم چیست که باید عواقب سوء مدیریت مسئولان و ناتوانی آنان را در برآوردن نیازهای جامعه تحمل کنند ؟ آیا این حق مردم نیست که از مقامات سئوال نمایند که در طی این همه سال چرا تدابیر لازم را برای بهبود وضعیت اقتصادی جامعه نیاندیشیده اند ؟

جای شگفت است که برخی مقامات چگونه درآمد بالای سالانه سرمایه داران را سخاوتمندانه به قشرهای پایین جامعه نسبت می دهند و به صورت کاذب سخن از بهبودی وضعیت اقتصادی جامعه می گویند .

در باور توده های فقیر جامعه مسئولان به دلایل مختلف از جمله ناتوانی در مدیریت و آغشته بودن در فساد مالی و استفاده سوء و ناروا از منابع اقتصادی و سیاسی سبب ایجاد و گسترش فقر و بیکاری گردیده اند . از سوی دیگر مسئولان نیز یا به خاطر دفاع ناشیانه از موقعیت خویش و یا بی توجهی به وضعیت عمومی جامعه ، که هر دو ناشی از فقدان حس مسئولیت پذیری و ناتوانی در مدیریت می باشد ، موجب افزایش نارضایتی و آشتی ناپذیری میان حکومت و مردم می گردند . دوام چنین وضعیتی بر فضای تنش آلود می افزاید . تنها راه حل موضوع در آنست که مسئولان نسبت به سیاست و روشهای خویش تجدید نظر نمایند و تمام توان خود را برای فراهم ساختن رفاه جامعه بکار بندند . در مواردی که خارج از ظرفیت و توانمندی می باشد صادقانه دلایل قانع کننده را به انتظارات و خواست های جامعه ارائه دهند . بدون شک یافتن راه حل های اقتصادی و فراهم نمودن زمینه های رفاه اجتماعی ، خصوصا در جوامع بحران زده و در حال گذار امری ساده و سهل نمی باشد . اما چیزی که مهم به نظر می رسد اینست که مسئولان و مدعیان خدمت به کشور تا چه اندازه صادقانه و با جدیت نسبت به ضرورت های اساسی جامعه از خود توجه نشان داده و بدان همت می گمارند . اگر توده های مردم آگاهی یابند که توجه جدی و همت صادقانه در این راستا وجود دارد ، سختی رسیدن به هدف را مشتاقانه تحمل خواهند نمود . ولی هنگامی که دوگانگی ، عدم شفافیت و فقدان صداقت را در چهره و سیمای مسئولان می نگرند و ضعف و ناتوانی آشکار را در برنامه ها و سیاست ها و عملکرد های آنان مشاهده می کنند ، این وضعیت و شرایط برایشان غیر قابل تحمل و توجیه پذیر نمی باشد .

پس توصیه می شود تا مسئولین کشور در سطح کلان و مسئولین استان خودمان هر چه سریعتر و زودتر از آنکه زنگهای خطر به صدا در آیند فکری اساسی و شایسته را در این مورد بنمایند ؟

 

!! نوشته شده توسط | | شنبه سیزدهم مهر 1387 •

RSS